دخترگلم دخترگلم ، تا این لحظه: 10 سال و 1 ماه و 1 روز سن داره
تاریخ ازدواجمونتاریخ ازدواجمون، تا این لحظه: 11 سال و 5 ماه و 6 روز سن داره
تاریخ عقدمونتاریخ عقدمون، تا این لحظه: 11 سال و 8 ماه و 22 روز سن داره

درسا مرسل پور

(95/3/17) انتخاب اسم

سلام به روی ماهت الان که دارم این مطلب رو برات میزارم هتل هستم قبلش کلی ماکارونی و ماست خوردم خیلی خوشمزه بود ، خواستم بگم بعد از 6 ماه و 15 روز بالاخره تونستیم برات یه اسم انتخاب کنیم واقعا برامون خیلی سخت بود تو همه سایتهای اینترنتی و کتابهای اسم گشتیم تا تونستیم اسم  ( درسا ) رو انتخاب کنیم اسمی که به فامیلیت هم بخوره امیدواریم که تو هم این اسم رو دوست داشته باشی . فردا اول ماه مبارک رمضانه ولی به خاطر توی فسقلی امسال نمیتونم روزه بگیرم و از مهمانی خدا بی بهره شدم . عزیز مامان درسا جونم امروز سه روزه وجودت رو با لگدهایی که به شکمم میزنی رو اعلام میکنی خیلی لذت بخشه اگه یه نصف روز تکون نخوری تموم بدنم پراز استرس...
17 خرداد 1395

( 95/3/1 )

سلام قندعسلم امیدرام  هر لحظه خوب باشی عزیز مامان ، خیلی دوست داشتم الان کنارم بودی این روزها خیلی زود به زود دلتنگت میشم ، خیلی خوشحالم که جنسیتت دختر شد از این به بعد تو مرهم دردای منی ، سنگ صبور تنهایی هامی . سه روز  تعطیلات جشن نیمه شعبان با بابا رفتیم سفر خونه مامان مریم اونجا همه به خاطر تو مثل پروانه دورم میچرخیدن و محبت می کردن همه خوشحالن که تو رو دارم متاسفانه تو سفر بودیم که یه آدم بی همه چیز بدون اجازه وارد خونمون شده بود و من از ترس و نگرانی حالم خیلی بد شده بود سیستم داخلی بدنم بهم ریخته بود از طرفی نگران تو بودم که مبادا اتفاقی برات بیفته دستم از شکمم بر نمیداشتم همش نوازشت می کردم  می ...
2 خرداد 1395

(95/2/25 ) اولین سالگرد ازدواجمون

دختر کوچولوی مامان سلام امروز شنبه 25 اردیبهشت 95 و اولین سالگرد ازدواجمونه و تا این لحظه تو هم 5 ماه و 24 روزه هستی و ما خیلی خوشحالیم که هر چه زودتر قراره به دنیای ما پا بزاری و با اومدنت همه رو خوشحال کنی دختر گلم من و بابات بی صبر انه منتظر لحظه دیدارتیم . ...
26 ارديبهشت 1395

خبر ناگهانی 1395/2/12 ساعت 10 شب

عزیز مامان سلام می خوام یه خبر جالبی که امروز برای من و بابا اتفاق افتاد رو بهت بگم که ساعتها به ما شوک عجیبی داد امروز 95/2/12 یکشنبه ساعت 6 عصر نوبت سونوگرافی داشتم و دکتر بعد از معاینه به ما گفت که بچتون دختره و این خبر اونم بعد از 5 ماه برامون جالب بود نمیدونستیم خوشحال باشیم یا ناراحت فقط مات و مبحوت مونده بودیم چون کلی لباسهای پسرونه برات خرید کرده بودیم و هر روز تو خونه با اسم کسری زندگی مون رو میگذروندیم ولی با این وجود بازم یه دنیا خوشحالیم که خداوند یه دختر نازنین و سالمی رو به ما هدیه داده خیلی خوشحالیم عزیزمممم .               &nb...
13 ارديبهشت 1395